و اما قرار بود راجع به دختر بنويسم,برداشت هر كسي از اين كلمه بسته به فرهنگ ايين ,عقايد و نحوه تفكر متفاوت ميباشد. در جامعه سنتي ايران دختر به معناي همسر و مادر اينده است,كسي كه بايد نجابت,فداكاري محبت و.... را الگوي خويش قرار داده و مسير همسري و مادري را بپيمايد ,كمي كه جلوتر بياييم دامنه گسترده تر شده و نقش اجتماعي او نيز مورد توجه قرار ميگيرد اما هنوز او در مرحله بعدي مردي قرار دارد كه پدر, همسر يا به نحوي سرپرست اوست,و سرانجام گروهي كه او را كاملا همطراز جنس مخالف دانسته و محدوديتي در اختياراتش قايل نميشوند,حال اينكه افراد جامعه ما چند درصد در چه گروهي قرار ميگيرند جاي تامل دارد.

كمي صميميتر صحبت كنيم ابعاد مختلفي رو بررسي كنيم مسلما زيبايي ظاهري برازنده جنس لطيفه,خودارايي هم تا حد معقولش كاملا پسنديده,قرار نيست همه چهره اي بي نقص داشته باشن اما همون صورت خداداديو ميشه به بهترين نحو ممكن اراست,من كه اصولا علاقه مند به اين بخش شيرين هستم ,دختر بايد ملوس باشه

ميرسيم به مهر و محبت و عشق و عطوفت و ....اره ديگه مهرباني دخترونه يه جورايي ابريشميتره نوازش ميده,خوش رايحه تره,سرمست ميكنه.

حالا از سرمستي اون جملات بياييم برسيم به مكر زن اي واييييي كه چه ها ميكنه خداييش اينو قبول دارم نياد اون روزي كه يه عسل خانوم بخواد توطيه اي بچينه حالا زيادم توطيه رو بزرگش نكنيد,,,اون قدرت ذاتي يهو نمايان ميشه و راهو به هدف ميرسونه.

البته گفته باشم مديريت اين موجود افسانه اي قابل تقديره چه در سطح خانواده و چه بالاتر,اما انصافا خدا گير رييس زن نندازه هيچ كسي رو به خصوص در اداره جات و جاتهاي ديگر
خوب من مقدمه اي بگفتم در رابطه با اين وجود نازنين و دلربا, بقيه با شما قربان شما

   + سپیده - ٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٦/٢۳