دنیا

 روزها به سرعت برق و باد میگذرند و هر روز میشه دیروز و فردا میشه امروز..چند روز فکر میکنم که زندگی همینه یا ما فقط یه تیکشو گرفتیم و از جنبه های دیگه اش غافل شدیم..دنیا به این بزرگی ..اینهمه افریده های گوناگون...دشت ودمن..کوه و جنگل...اسمون و دریا....هزاران هزار پرنده و حیوان و موجودات مختلف......

خوب اگه زندگی صبح بیدار شدن..سر کار رفتن..مدرسه بچه ها...کار خونه..و شب خوابیدن و دوباره همین تکرار هست پس تکلیف اون بالاییها چی میشه...اخه اونهام مال همین دنیایی هستن که ما داریم یه چرخه تکراری و محدودو توش طی میکنیم..

یعنی اون همه عظمت و شگفتی خلق شده و سهم ما از اون میشه تماشای یک ساعت فیلم مستند و دوباره همون زندگی دایره ای؟؟؟؟؟

 

                              

/ 8 نظر / 20 بازدید
آرشام

سلام سپیده جون کودک فال فروشی را پرسیدم چه میکنی؟ گفت :به آنان که در دیروز خود مانده اند ،فردا رو میفروشم!

آرشام

آوای باد انگار ،آوای خشک سالیست... دنیا به این بزرگی ،یک کوزه سفالیست باید که عشق ورزید ،باید که مهربان بود.. زیرا که زنده ماندن هر لحظه احتمالیست...

آرشام

زندگی را تو بساز ،نه بدن ساز که سازند و پذیری بی حریف... زندگی یعنی جنگ ،تو بجنگ.. زندگی یعنی عشق تو بدان عشق بورز....[قلب]

دست کوچولو

خوب بعضی ها به کم هم قانع هستند .. شاید ما جزو اون دسته هستیم.[عینک]

صوفی

خیلی فلسفی شد که!!!!!!!!!!! می بوسمت و مواظب خودتون باشید.

صوفی

دوست گلم کجاییی؟؟؟؟؟؟؟

مرمربانو

من نظزم متفوته البته نه با تکراری که گفتی منم توی همین تکرار دارم دست و با میزنم و از این تکرار خسته هستم ولی فکر میکنم کسانی که تو این تکرار گیر کردن اگه همت کنن میتونن متنوع و مفید ترش کنن من که حالشو ندارم تو چی؟