گل یخ توی دلم ....

یه مدته حوصله هیچ کاریو ندارم,نمیخواستم بنویسم تا از این حس بیام بیرون اما چون طولانی شد و تغییری نکرد دیدم بیام کمی بنگارم شاید چاره درد باشد.نمیدونم از مزایای غربته این تکرار گاه به گاه گیج و ویجی یا نه ربطی نداره,البته خودم فکر میکنم تکراری شدن روزهاست که این حالتو پیش میاره به خصوص سرد شدن بسیار هوا هم مزید بر علت شده,روزها مثل اینکه کش میان ساعت جلو نمیره,,فکر میکنم یه جورایی نعمت زندگیو دارم هدر میدم که روز شب میشه و شب روز و باز هم تکرار...احساس میکنم یه جورایی یخ زدم باید مثل پلنگ صورتی که قندیل میشد بعد جلو اتیش اب میشد اب بشم اما نمیدونم اون اتیشه چی میتونه باشه.

  در پی تبدیل شدن به پرستار ۲۴ ساعته نیکاخانوم کلی اثر هنری از جمله نقاشی خمیربازی,داستان سرایی,شعر حسنی و اتل متل و کچل کچل و ....به جا گذاشتم,اما خوب اینم راهکار نیست.اونایی که بچه تو رنج ۲ سال دارن بچه های شما هم مثل جوجه اردک هر جا برید پشت سرتون کواک کواک میکنن,من که حسابی اردک شدم الانم جوجه کوچولو جفتم ایستاده و برای صدمین بار تا این چند جمله رو نوشتم پرسید:مامان چیکار میکنیکلافه,اما جدا نمیدونم یعنی یه بچه ۲ ساله حتی نیم ساعت در روز نباید برا خودش بازی کنه اینهمه اسباب بازی,تصمیم گرفتم دیگه براش اسباب بازی نگیرم چون اصلا بازی نمیکنه باهاشون,مگر اینکه مهمان باشه و بچه داشته باشن.

چند روز پیش خورشت کرفس میپختم اومده اشپزخونه میگه مامان چی میپزی میگم خورشت میگه اش میپزیمتفکر میگم نه خورشته,میگه اخه بون!!!! اش میادنیشخند.بعدش یه روز براش توضیح دادم که برف از اسمون میاد بعد من برات ادم برفی درست میکنم خلاصه اولین برف که اومد بدو بدو اومده میگه مامان بدو ,سریع!!!!! ادم برفی از اسمون میاد.

با همه جوجو شدنش یک دنیا دوستش دارم,امیدوارم همیشه سالم باشه و همینجور رو اعصاب من راه بره,بوس.

 

/ 10 نظر / 32 بازدید
وحید کریمی اصل

سلام وبلاگ خوبی داری اگه دوست داشتی من رو هم با اسم زنده و دیوانه(وحید کریمی) لینک کن بعد خبرم کن تا لینکت کنم 0711

مرمر

ظاهرا این بی حوصله گی یه اپیدمی همه گیر شده اما خدا رو شکر ایم وروجک شما هست تا حسابی سر حالت بیاره [قلب]

بهار مامان کارن

سلام سپیده جون ! از آشنایی با شما خیلی خوشحالم [قلب] هنوز فرصت نکردم مطالب قبلی را بخوانم تا بیشتر با شما آشنا بشم سر فرصت می خوانمشون . امیدوارم همیشه شاد باشی و هیچ وقت دلتنگ نباشی [قلب]

نازلی

سلام...چقدر خوب میفهمم حرفاتون رو...من هم وقتی اونجا بودم بارها دلم تنگ شد شاید خیلی ها متوجه نشوند که این دلتنگیها برای چیه امیدوارم که زود زود این دلتنگی ها کمرنگ بشه (‌میدونم که از بین نمیره و همیشه هست )‌و در کنار دختر گلتون روزهای خوبی رو بگذرونید [بغل][گل] راستی , بعد از مدتها زبان مجاری خورد به گوشم من رو پرت کرد به اون دوران...

نارسیسا

سلام خانومی خوبی نیکای عزیز خوبه از لطفت ممنونم و برات بهترین ها رو آرزومندم شاد باشی همیشه[ماچ][بغل][گل]

سحر

سلام خانومی خوبی؟[لبخند] به ما سر نمیزنی.وااااای شما هم حال و حوصله نداری؟معلوم نیست تو دنیا چه خبره که همه اینجوری شدن.[ناراحت] راستی این نیکا فسقلی خیلی بامزه س از قول من ببوسش[ماچ] خدا برات نگهش داره[قلب][گل]

پاکروان

درود.. آخه آدم بعضی وقتها باید حرف های دلش یه جایی خالی کند. نوشته های جالبی بود به من هم سر بزن. [گل][گل]

صوفی

دقیقا" می دونم چی می گی . جوجوخوشگلمون را ببوس