خاطره 2

و اما ادامه داستان هزار و یك شب

اولین خرید من در مجارستان 2 بسته برنج نیم كیلویی بود و من كه همیشه برنجو گونی گونی دیده بودم مونده بودم كه با اینا چیكار كنم كه در آخر اولین ناهار زندگی مشتركو *زرشك پلو* با همون برنج پختم.

اون موقع خونه ما در طبقه 8 یك ساختمان 9 طبقه بود كه اكثر ساكنین اونو دانشجوهای خارجی تشكیل میدادن, البته اون زمان ایرانی خیلی كم بود اما به گفته شوهرم چند سال قبل به اون ساختمون میگفتن سفارت ایران, بس كه بچه های ایرانی اونجا زندگی میكردن.
 
آره یه آپارتمان نقلی در خیابان bécsi kórüt كه هر روز از اون بالا رفت و آمد مردمو تماشا میكردم و با دیدن جنب و جوش اونا یجورایی اعصابم خرد میشد,فكر میكردم كه تا همین 3_4 هفته پیش به قول معروف وقت سر خاروندن نداشتم . به خصوص كه پایان ناممو هم تو همون روزای آخر تحویل داده بودم و حالا یهو من مونده بودم با 24 ساعت وقت كه واقعا نمیدونستم باهاش چیكار باید بكنم.
در این بین زبان بسیار شیرین مجاری هم مزید بر علت شده بود.فقط یك هفته داشتم سلاماشوحفظ میكردم  jó napot,jó estét,jó reggel,jó ét,szerbusz,szerbusztok,szia,sziasztok.... بابا یك كلام سلامو بس كشتید مارو,اگر میدونستم كدوم بیكاری نشسته اینارو كشف كرده پدرشو در میاوردم, هر چند كه بیچاره تا حالا هفت كفن پوسونده.
.
آره,واقعا خیلی وقت بود به اون روزا فكر نكرده بودم این وبلاگ باعث شد برا خودم هم تجدید خاطره بشه. اولین مهمونی كه دعوت شدم به مناسبت ازدواج دختر همكار شوهرم بود كه تو یه باغ كوچیك گرفته بودن,خلاصه چون منو اولین بار بود كه میدیدن و به خصوص به عنوان یك خارجی كمی هم بیشتر مورد توجه بودم كه ای كاش نبودم چرا كه وقتی ناهارو آوردن احساس كردم سرم داره از بویی كه میاد گیج میره,وای وای سوپ ماهی,غذای مورد علاقه مجارا كه به اصطلاح غذای سنتی هم به شمار میاد.خلاصه از اونجایی كه تعارف در خون ما ایرانیهاست فكر كردم دور از ادبه كه بگم این غذارو دوست ندارم اما به معنای واقع خارج از تحمل من بود به طوریكه بشقاب در دست نشسته بودم و از دهن نفس میكشيدم كه میزبان و فكر كنم همه مهمانان متوجه شدن و خانم میزبان به طرف ما اومد و گفت اگر دوست نداری نخور و منو نجات داد.البته بقیه غذاهای مجاری
 4mvsuog.jpg

        523qbsg.jpg     63avskh.jpg

اينجوری نیستن اما خوب من واقعا به بوی این غذا حساسیت دارم.خوب فعلا سخنو كوتاه میكنم تا بعد01.gif

/ 3 نظر / 5 بازدید