ستاره

سرانجام تونستم فارسی بنویسم البته خیلی کندتر پیش میرم اما یجورایی کیف داره,آخه خیلی وقته که دیگه کمتر فارسی مینویسم به خصوص از زمانیکه از ایران اومدم بیرون,چقدر هم که بدخط شدم.خوب من یه وبلاگنویس تازه کارم و به قولی اینجوری مینویسم که هر چه میخواهد دل تنگت بگو  البته در غربت دلتنگی فراوونه اما خوب نباید ناشکری کرد,خدا همه جا هست و بهترین یاور برا هر کسی هست.
دارم فکر میکنم که الان ایران 12 و نیم شبه و حتما الان تو خونه ما سکوت حکمفرماست,ولی خداییش آسمون ایران قشنگتره,به خصوص شبای تابستون شیراز که اکثر اوقات پر از ستاره هست و قدیما چقدر تو اون آسمون دنبال ستارمون می گشتیم آخه میگفتن هر کی برا خودش تو آسمون یه ستاره داره ما که آخرش نفهمیدیم کدوم یکی ستاره ما
ست.
فعلا ستاره من دختر نازنینمه که آسمون زندگیمونو نوربارون کرد
ه الهی مامان فداش بشه.

/ 2 نظر / 11 بازدید
وروجک

سلام خانمی به جمع وبلاگ نويسان خوش اومدی ... اميدوارم که بتونيم اينجا و تو اين محيط مجازی هم دوستان خوبی واسه هم باشيم ... در اين راه موفق باشی ...

بهنام

باسلام وب جالبی داريد. با ارزوی موفقيت شما.