باي باي

خوب ما ۳-۴ روز ديگه داريم ميريم ايران و من همچنان در حال بسته بندي و تميزكاري و چرخيدن به دور خودم هستم نيكا هم حسابي در به هم ريختن اوضاع به من كمك ميكنه قربونش برم ,اره ديگه يه ١.۳0 ساعت با تاكسي ميريم تا فرودگاه بوداپست بعدش ميريم استانبول تقريبا يه پرواز ۲ ساعته هست چند ساعتي ترانزيت هستيم بعدش به تهران كه ۳ ساعت طول ميكشه و بدبختي از اينجاست كه اينبار ميريم فرودگاه امام و بايد از اونجا بريم مهر اباد برا پرواز داخلي به شيراز اگه پروازهاي قبلي تاخير كنن پرواز داخلييو از دست ميديم ,اميدوارم اينجوري نشه و من به موقع نيكارو سالم تحويل مادر بزرگش بدم كه حسابي دلتنگش شده, ما هم كه ديگه دخترش نيستيم همه چيز شده نيكا ,طفلي من,نيست!!!

فعلا از همه دوستاي خوبم خداحافظي ميكنم فكر نكنم اين چند روز وقت كنم اپ كنم اما بهتون سر ميزنم بعدش هم اگه خدا بخواد از ايران براتون مينويسم,۵ ساله كه زمستون شيراز نبودم هميشه عيد يا تابستون رفتم اما من زمستونو بيشتر دوست دارم, برم شلغم خوري,اخه اينجا شلغم نيست و من خيلي دوست دارم,خوب از نيكا هم عكس ميذارم كه ببينيد از اينجا كه رفتيم چقدي بود و ايا مادربزرگ و خاله زورشون به اين فسقلي ميرسه كه غذا بخوره يا نه,همتونو ميبوسم ,مارو از دعاي خيرتون بي نصيب نكنيد ,خدانگهدار

817dndj.jpg

85pulmv.jpg

/ 78 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

سپيده جونـــــــــــم کجايی دلم واست يه ذره شده ايشالا هرجا هستی خوب و خوش باشی. ديگه چيزی تا کنکور منم نمونده برام دعا کن. مواظب کوچولو باش

اشنا

هرکجا که هستين برای هر سه شما سلامتی و شادکامی را ارزومندم

ساحل

در رویاهایم با خدا گفتگو می کردم، از خدا پرسیدم چه چیزی بیشترتورا متعجب می کند؟ خدا گفت: اینکه انسانها از کودکیشان خسته می شوند و عجله می کنند بزرگ شوند و بعد گله می کنند که ای کاش کوچک بودند. آنهایی که با اضطراب و نگرانی حال را فراموش می کنند برای آینده،و نه در حال زندگی می کنند و نه در آینده. از خدا پرسیدم به عنوان خالق دوست داری انسان چه بیاموزد؟ او پاسخ داد: بیاموزند که آنها نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشق شان باشد، بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخمی عمیق در قلب آنهایی که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سالها طول میکشد تا آن زخم ها التیام یابند، بیاموزند که انسانهایی هستند که آنها را دوست دارند اما نمی دانند چگونه عشق شان را ابراز کنند، بیاموزند که می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند اما متفاوت ببینند، به خدا گفتم آیا چیز دیگری هست که انسانها باید بدانند؟ پاسخ داد: بدانند که من اینجا هستم، همیشه . . . . .. . . .

کاپیتانی بدون هواپیما

هر چی سر ميزنم ميبينم که نه اپ نيستيد ... نوشته هاتونو خوندم خيلی زيبا بودن ُ همشون اميدوارم باز شروع به نوشتن کنيد

سحر

سلام سپيده جونم خوبی نيکا خانومی خوبه؟ ايشالا که خوب خوب باشيد. دلم براتون تنگ شده پس کی برميگردين؟ اميدوارم قبل از اينکه يکسال بشه و وبتو ببندن برگردی خانومی

mona

سلام وبلاگ قشنگي داري