ایران بودم

جای همه دوستان دور از وطن خالی..اصلا همون هوای پرگرد و غبار و الوده در چند هفته اخیر شیراز کل ریه مارو پاکسازی کرد و پرانرژی تر گشتیم! 

وانتهای هندونه و طالبی و خربزه و....٣ کیلو هزار...٢کیلو هزار..:) بساط بلالی و باقلای دوره گرد..بستنی و فالوده...اش رشته و سبزی...از هر قلمی که بود جا ننداختم:)

از همه مهمتر بودن در اتاقی که سالهای کودکی و نوجوانیو برام تداعی میکنه ..صدای جیک جیک گنجشکهای حیاط صبح زود...و صدای نمکی که البته الان جز نون خشک اهن پاره هم میخرید!

نیکا و ایلا کلی کیف کردند..دور و برشون شلوغ و من هم کلی نفس راحت کشیدم از دست این دو وروجک..که جا داره همینجا از زحمات بی شایبه مادربزرگ و خاله جون تشکر کنم و بگم که چقدر دلم براشون تنگ شده...

مامان بزرگ ..بابابزرگ..خاله جون..همه دوستای خوب..شهر قشنگمون..خونه عزیز...دوستتون داریم.هر جا باشیم..............

/ 3 نظر / 19 بازدید
ستاره

[لبخند] سلام سپیده خانوم! اتفاقی اومدم و از خوندن وبت لذت بردم. همسر منم شیرازیه و ما زیاد میریم شهر شما!حق داری دلت براش تنگ شه. شهر قشنگی دارید[لبخند] خوشحالم می کنی بهم سر بزنی و دوست من باشی![گل]