اين روزا...

نميدونم چرا چند روزه حوصله نوشتن ندارم فقط دلم ميخواد استراحت کنم با اينکه هيچ کار خاصي هم نميکنم که خسته شده باشم مثلا يه سري لباس برا اتو مونده بود خدا ميدونه چند روز از کنارشون رد ميشدم و فقط آه مي کشيدم که واي اينا هنوز موندن تا بالاخره از سر بي لباسي مجبور شدم بشينم اتو زدن

3_13_6.gif

و ديگه نپرسيد چقدر طول کشيد,شايد گرماي چند روز اخير شايدم اينکه هر سال تابستونو ايران بودم ,شايدم سلولهاي خاکستري مغزم قاط زدن شايدم... اصلا بيخيالش دليلش مهم نيست که.ميتونيم بندازيم تقصير پرشين بلا گ

29_1_20.gif


راستي من هر سال تابستون کلي بستني ميخوردم از ميوه اي تا مگنوم و يخي و وانيلي و ...اما امسال اصلا نميتونم از هيچ کدوم بخورم البته اين خيلي خوبه از مضرات دنداني تا وزني و...راستي اينجا تابستون از بچه تا پير و جوون کارشون ميشه بستني خوردن هر کسيو تو خيابون ميبيني داره بستني ليس ميزنه

7_4_11.gif

,قيمتش هم بالاست هر توپ بستني که خيلي هم کوچيکه حدود600 تومان در مياد يعني يه بستني 3 توپي که نرماله حدود 1800 تومانه,پس از نظر مالي هم به نفعم شد.

پريشب اينجا تو خيابون مرکزي شهر برنامه موسيقي و رقص محلي بود شايد هزار تا صندلي چيده بودن برا نشستن مردم و همه منظم و مرتب نشسته بودن و عده اي هم که جا نداشتن مرتب يه گوشه طوري که مزاحم ديد بقيه نباشن صف کشيده بودن يه آن فکر کردم مثلا اگه تو يکي از خيابوناي شيراز برنامه اجراي عمومي باشه مردم چقدر نظمو رعايت ميکنن و بعد بهتر ديدم اصلا بهش فکر نکنم چون حتما يکي از ترقه هايي که ميزدن زير پاي من ميترکيد

29_1_12.gif

ميگم خوب شد من حوصله نوشتن نداشتم و اينهمه نوشتم برم بقيه کتابمو بخونم يـه رمان به نام من دختر نيستم جالبه ماجراي يه خانواده اشرافي ايراني که مادره وقتي دختر 4مشو دنيا مياره از ترس اومدن هوو با قابله دست به يکي ميکنه و دختر بيچاره رو به پدرش پسر معرفي ميکنن و...اينم گوشه اي ديگر از فرهنگ غني ما که هنوز در اکثر خانواده ها مسيله داشتن پسر مشکل سازه حتي طبقه تحصيلکرده البته به اون اقليت موجود جسارت نشده باشه!!


/ 6 نظر / 13 بازدید
وروجک - سفرنامه مجارستان

احتمالاً به خاطر گرمای هواست که اينقدر بی حوصله شدی ولی خدارو شکر که اين چند روز يه کم هوا بهتر شده .... ميدونی فکر ميکنم بعضی وقتها تفريحات اينجا هم تکراری ميشه واسه خودمون مثلاً همين بستنی خوردن هم ! واسه همينه که بعضی وقتها بعضی از عادتهای لذت بخش گذشته تغيير ميکنه .... در مورد جشن توی ايران که نگو و نپرس که سکوت بهتره ........!

نارسيسا

سلام عزيزم خوبی اميدوارم حالت زودتر خوب بشه چند خط آخرم نمی تونم چيزی بگم فقط آرزو کنم اين طرز فکر اصلاح بشه

ساندی

سلام عزيزم منم گاهی اينجوری ميشم...احتمالا به خاطر گرمای هواست... فکر کنم اگه همچين برنامه ايی تو ايران به طور عمومی اجرا بشه کلی مجروح و تلفات به جا ميمونه!البته همه اينطور نيستن اما متاسفانه بعضيها.... چه کتاب جالبی..ميتونم بپرسم نويسنده اش کيه؟

نارسيسا

ممنون خانومی بيا بازم آپ کردم

نیلوفر

اشکال نداره عزیزم این رو ننداز تقصیر هوا مشکل اینه که تو یه کمی تنبلی اینو باورکن