كفش و نون

امروز هوا ابریه, مثل خیلی از روزای اینجا و خوب روزای ابری كمی هم دلگیرترن .اما من همیشه این هوارو دوست داشتم,یادمه ایران كه بودم هر وقت هوا ابری بود به زینب همكلاسی دبیرستانم كه هنوزم یكی از بهترین دوستای منه ,اما خوب خیلی دور از من در آمریكا زندگی میكنه زنگ میزدم و میگفتم بدو كه هوا خوبه اومد و میرفتيم خیابون باغ ارم پیاده روی,یادش به خیر هوا خوبه31.gif

خوب بریم به ادامه داستان,اوایل همه هم و غم من شده بود زبان مجاری,مثل مرغ دست و پا بسته شده بودم و یك كلمه حرف نمیتونستم بزنم,انگلیسیو نسبتا خوب میدونستم اما علنا اینجا به دردم نمیخورد.
معلم گرفتم برا زبان یه خانوم تپل مپل به اسم آنیتا كه خیلی مهربون بود با دوچرخش میومد خونمون ,یه روز دیر كرد و وقتی اومد رنگ پریده و خاكی پاكی بود,مثل اینكه یه ماشین بهش زده بود و از شانس بد كلی هم تخم مرغ باهاش بوده كه همش شكسته بود و كلی كثیف كاری,خلاصه براش شربت آوردم تا نفسش سر جاش اومد.
اصولا مجارها آدمای خیلی ترسویی هستن,یه بار كه رفته بودم بیمارستان و یه تزریق ساده داشتم پرستار همچین میگفت الان تموم میشه,
و هی میگفت حالا دراز بكش و .....كه من ترسیدم نكنه واقعا خیلی درد داره و من نمیفهمم01.gif

برگردیم به زبان,زبان مجاری انصافا یكی از سخت ترین زبانهاست,مثل اینكه با زبان فنلاندی یه ریشه مشترك داره ,اما دیگه خداروشكر خالص خالصه و یك كلمه آشنا درش پیدا نمی كنی .گاهی واقعا اشكمو در میاورد و الان خیلی خوشحالم كه یه مشت چرت و پرت میگم و اونا هم میفهمن و منو از شر خوندن زبان راحت كردن.چرت گویی هم عالمی داره,چون نمیخواد زیاد فكر كنی چی داری میگی,بگو و برو, این شعار ماست.

در این رابطه خاطره ای هم دارم .یه بار برای خرید واكس كفش به یه فروشگاه رفته بودم و به یكی از كاركنان گفتم واكس میخوام برا كفش, كه به زبان اونا كفش میشه سیپو منتها اونا چند نوع تلفظ   او   دارن و برا من سخت بود كه اونجوری   او   را تلفظ كنم و مثل اوی خودمون گفتم, دیدم كه طرف هاج و واج منو نگاه ميكنه ,همكارشو صدا كرد و من دوباره گفتم واكس برای سیپو میخوام.هر دو میخندیدند و من عصباني
شده بودم و ای دل غافل كه من با اون تلفظ  او  داشتم میگفتم كه واكس برای نون میخوام09.gif6h3ha9t.jpg4l6je5k.jpg
امان از غربت نشینی....

/ 6 نظر / 15 بازدید
وروجک

خيلی جالب بودهمشهری ( و هم کشوری )

وروجک

من هم يه بار رفته بودم تخم مرغ بگيرم ولی هر چی گشتم پيداش نکردم آخرش خواستم از يکی کمک بگيرم ولی اسمش رو يادم نمی اومدکه به مجاری چی ميشه هر چی انگليسی گفتم ديدم نه طرف اصلا حاليش نيست آخرش مجبور شدم شکلش رو تو هوا بکشم و هی میگفتم چیرکه ( یعنی مرغ ) يارو کلی فکر کرد و آخرش گفت آها فهميدم بيا باهام ......... منم خوشحال باهاش رفتم ديدم رفته يه مرغ گنده واسم آورده ميگه بفرما وای که دلم ميخواست همونجا بشينم و زار بزنم واسه خودم آخرش شکلش رو کشيدم تا باز هم بعد از کلی فکر کردن فهميد بنده چی ميگم .....

سپیده

مرسي وروجك جان كلی بهت زحمت دادم

مامان هانا

سلام مرسی از اينکه به هانای من سر زدی بازم سر ميزنم. مشتاق خوندن مطالب خوبت هستم.

امير ارسلان

سلام دوست عزيز دوباره به وبلاگت زيبايت آمدم با تبادل لينک موافقی ؟

م

vagheanam rast migid voroojak ham rast mige hamishe haminjore akhe ina IQshon kheili paiine vaghean moshkele ertebat bar gharar kardan bashon bazi vaghta adam kofresh dar miad hahaha in talaffoze o va Ő ina ham baes mishe nafahman chi migi